تبليغاتX
میلاد پاک مرگم، آرزوست! روح درد
!!! خدايا چه سخت است بي بهانه گريه کردن به ظاهر خنديدن و به دروغ فرياد زدن که زندگي شيرين است !!!
 پیپ گم شده استالین

در روزگاری نه چندان دور یک هیات از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بودند . پس از جلسه استالین متوجه شد که پیپش گم شده است و به همین خاطر از رییس " کا.گ.ب " خواست تا ببیند آیا کسی از هیات گرجستانی پیپ او را برداشته است یا نه ؟

پس از چند ساعت استالین پیپش را در کشوی میزش پیدا کرد و از رییس " کا.گ.ب " خواست که هیات گرجی را آزاد کند .

رییس " کا.گ.ب " اما گفت : " متاسفم رفیق ، تقریبا نصف هیات اقرار کرده اند که پیپ را برداشته اند و تعدادی هم موقع بازجویی مرده اند ! "

 

|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 10 شهریور1388  |
Balatarin
 زخم کهنه

آره با توام ، تو که حکیمی

پریشب چیو می خواستی بهم ثابت کنی ؟!

من که داشتم سعی می کردم همه چیزو فراموش کنم !

چرا این زخم کهنه روحمو دوباره تازه کردی ؟!

اشکالی نداره ...

مثل همیشه میذارم به حساب حکمتت و سکوت میکنم ...

شاید گذر زمان بتونه روشنم کنه !

البته اگر برای التیام، زمانی باقی مونده باشه !

 

پ.ن. : این نیز بگذرد...

|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 8 شهریور1388  |
Balatarin
 
 
بالا