تبليغاتX
میلاد پاک مرگم، آرزوست! روح درد
!!! خدايا چه سخت است بي بهانه گريه کردن به ظاهر خنديدن و به دروغ فرياد زدن که زندگي شيرين است !!!
 پیپ گم شده استالین

در روزگاری نه چندان دور یک هیات از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بودند . پس از جلسه استالین متوجه شد که پیپش گم شده است و به همین خاطر از رییس " کا.گ.ب " خواست تا ببیند آیا کسی از هیات گرجستانی پیپ او را برداشته است یا نه ؟

پس از چند ساعت استالین پیپش را در کشوی میزش پیدا کرد و از رییس " کا.گ.ب " خواست که هیات گرجی را آزاد کند .

رییس " کا.گ.ب " اما گفت : " متاسفم رفیق ، تقریبا نصف هیات اقرار کرده اند که پیپ را برداشته اند و تعدادی هم موقع بازجویی مرده اند ! "

 

|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 10 شهریور1388  |
Balatarin
 نهضت و نظام
" در جامعه شناسی یک اصلی است به این نام : تبدیل موومان (Mouvement یعنی نهضت و حرکت) به انستیتوسیون (Institution یعنی نظام و سازمان). به این معنی که در جامعه، حرکتی بر اساس ایده آل ها و هدفهایی ایجاد میشود و یک فکر، یک گرایش، یک ایمان جوان متحرک است که این نهضت را (به آن معنای حقیقی کلمه، یعنی حرکت و ورزش) ایجاد میکند. یک نهضت عبارت است از روحی و حرکتی که به طرف هدفی روان است، و همه پیروانش ، همه مسائل واحکام و عقاید و اعمال و شعائر و حتی مراسمی که در میان پیروانش وجود دارد، متوجه آن هدفند و همه چیز و همه کس به وسیله هستند. برای تحقق آن هدفی که این نهضت برای نیل به آن هدف به وجود آمده است.

این نهضت یا حرکت در راه رسیدن به آن هدف خود به خود به موانعی که عوامل سد کننده راهش است برمیخورد و در اینجا است که درگیری، مبارزه و کشمکش ایجاد میشود. بنابراین از خصوصیات نهضت، حرکت و روشن بودن هدف است و همه چیز وسیله و مقدمه برای رسیدن به آن هدف. دیگر اینکه در مسیر این حرکت و سرگذشت آن، تلاش و درگیری و مبارزه جبری است. یک مکتبیک مذهب و یک ایدئولوژی اجتماعی، دینی، طبقاتی، ملی در آغاز کارش برای پاسخ گفتن به نیاز زمان، یا طبقه یا قوم بوجود می آید و برای تحقق بخشیدن به آن ایده ال و شعارش، پیروان خودش را به حرکت در می آورد.

این نهضت در مسیر خودش حرکت میکند. یک حرکت مدعی زمان و تغییر دهنده نظام موجود که میخواهد ویران کند و با یک حالت انتقادی شدید نسبت به هرچه که وضع موجود را نشان میدهد و یا می سازد وضع دیگری را پیش آورد و شرایط نوی را بیافریند.

همه چیز را تغییر میدهد نهضت به هدف میرسد. یا بی آنکه به هدف برسد به اوج قدرتش میرسد. اما بدانجا که رسید، درگیری و مبارزه اش از بین میرود، سد و مانعی دیگر در برابرش نیست بقدرتش که رسید حالتش عوض میشود. می ایستد! متوقف میشود! حالت متحرک و انقلابیش را از دست میدهد و حالت محافظه کاری میگیرد. چون اول میخواست دشمن را خلع سلاح کند و نظام را عوض کند حالا خودش قدرتمند و حاکم است و میخواهد خودش را حفظ کند و نگهدارد. لذا حالت ضد انقلابی پیدا میکند، چون خودش روی کار آمده انقلاب های بعدی را شورش و خیانت یا ضد انقلاب می خواند.

در اینجا از نظر جامعه شناسی که مطلب را بررسی می کنیم می بینیم آن واقعیت که در اول نهضت بود و موومان حالا در قدرت خودش تبدیل گردیده به انستیتوسیون یا نهاد، و یک پایه ثابت اجتماعی شده است، و به صورت خیمه ای درآمده بر روی جامعه، و یک قدرت سازمان یافته دولتی شده که در ظاهر به اوج قدرت رسیده است اما در روح به توقف و رکود افتاده است. "

قسمتی از سخرانی "تشیع علوی و تشیع صفوی"

دکتر علی شریعتی

اگر مثل گاو گنده باشی ، می دوشنت !
اگر مثل خر قوی باشی ، بارت می کنند !
اگر مثل اسب دونده باشی ، سوارت می شوند ....
فقط از فهمیدن تو می ترسند !

دکتر شریعتی

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 23 مرداد1388  |
Balatarin
 بخشی از دفاعیات عبدالله نوری در دادگاهش خطاب به قاضی !

«امروز یک روحانی مدعي است كه كار یک روحانی دیگر توهین، افترا، نشر اکاذیب و هدفش ضربه زدن به نظام و اسلام بوده و در خط معاندت با دین قرار دارد و در جهت مقابله با اسلام و مرجعيت ديني گام برمي‌دارد. اگر این آقا راست می‌گوید وای بر روحانیتی که من در آن هستن و و اگر اين آقا دروغ می‌گوید وای بر روحانیتی که اين آقا در آن قرار دارد. من بيست سال در اين كشور مسوول بودم. اگر اين آقا راست مي‌گويد واي بر نظامي كه بيست سال من مسوولش بودم و اگر اين آقا دروغ مي‌گويد واي بر نظامي كه اين آقا در مسووليتش قرار دارد. اگر ثمره‌ي انقلاب بعد از بيست سال، پرورش چهره‌اي مثل من است كه واي بر اين انقلاب و اگر پرورش چهره‌اي مثل اين اقاست باز هم واي بر اين انقلاب. اگر نماينده‌ي ولي فقيه پس از بيست سال وضعش چون من بشود واي بر اين ولايت و اگر مانند اين اقا مي‌شود، باز هم واي بر اين ولايت...»

آبان‌ماه ۷۸

|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 12 مرداد1388  |
Balatarin
 آری، ما قانون گریزم !!!

آری ، ما قانون گریزم !!!

هواداران سه نامزد معترض قانون گریزند !!!

آقای موسوی و دو نامزد معترض دیگر قانون گریزند !!!

15 میلیون ( بر اساس فرمول 2 * 2 = 10 ) خس و خاشاک قانون گریزند !!!

و ... !!!

اگر :

نکته : یکی از اصول حکومت دیکتاتوری این است که هر حرفی که خودکامه بر زبان بیاورد قانون تلقی می شود.

بررسی : با توجه به شعارها و تحلیل های سیاسی معترضین حکومت فعلی به نوعی، دیکتاتوری می باشد.

مقایسه :

1- اصل 9 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 37 ، 38 و 168  قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

2- طبق قانون دیکتاتور میزان رای ملت بود(!) و حقوق ملت مهم نیست پس معترضین سکوت کنند و از حق خود بگذرند در غیر این صورت خونشان هم مانند حقشان بی ارزش خواهد شد (با توجه به اصل : هدف وسیله را توجیه می کند) !

( جهت اطلاعات بیشتر برای مقایسه مراجعه شود به سه پست قبل همین وبلاگ )

نتیجه : آری ، ما قانون گریزیم اگر قانون، قانون خودکامه و حکومت، حکومت دیکتاتوری باشد.

هدف کلی مطلب : ما به قانون مورد تایید ملت یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران احترام می گذاریم و عمل می کنیم نه به قانون دیکتاتور !

پ.ن. : نا گفته نماند که به نظر من قانون اساسی ما به اصلاحات ساختاری نیاز دارد تا دیگر شاهد دگرگونی در ساختار جمهوریت نظام نباشیم (انشالله) .

|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 30 تیر1388  |
Balatarin
 خدايا! تو را هم «فيلتر» كرده اند؟

(نامه محرمانه و مستقيم به خدا!)

 خدايا! تو را هم «فيلتر» كرده اند؟

 خدايا!

 من از ايران برايت نامه مي نويسم! نمي دانم اينها تو را هم فيلتر كرده اند يا نه؟ و اين نامه و ايميل به دستت مي رسد يا خير؟ نمي دانم تو را هم «حصر خانگي!» كرده اند يا نه؟ نمي دانم تو هم در «بازداشت خانگي!» هستي يا نه؟ آخر قربانت بروم تو ديگر چرا «سكوت» كرده اي؟ اينجا اين كساني كه بر ما خدايي مي كنند، دارند «بيداد» مي كنند! به ما گفته اند كه «نايب امام زمان» و جانشين خدا هستند! ولي طوري رفتار مي كنند كه انگار تو كه خدا هستي، نايب و نماينده اينها در آسمان هستي! ما كه از «سلسله درجات» خدايي و نايب و امام خبر نداريم، ولي نكند اينها راست مي گويند. چون رسما" مي گويند جاي خدا نشسته ايم و «خدايي» مي كنيم و تو هم كه آن بالاها نشسته اي،مثل علما و مراجع تقليد «سكوت» كرده اي! خداي بزرگ! قربانت بروم. آخر چرا تو به اين مقام معظم رهبري، چيزي نمي گويي؟ نكند تو را هم ترسانده يا تهديدت كرده؟ نكند تو هم بخاطر مصالح خودت به اين «مقام عظماي ولايت» چيزي نمي گويي؟ نكند زبانم لال، ايشان از تو هم «گزكي» يا «آتويي» يا چيزي دارد كه اگر حرفي بزني و كاري بكني، آن گزك و آتو را «رو» مي كند؟

 

خداي بزرگ! «ندا» به آسمان و به بارگاهت رسيد؟ «نداي ما» به آن بالاها رسيد؟ چهره خونين و معصومش را ديدي؟ قربانت بروم اگر تو را هم سانسور كرده اند، اقلا" يك پيغامي چيزي بفرست تا بدانيم «هنوز هستي»! اينجا خيلي از علما و مراجع تقليد و شخصيتها كه اين جنايتها را ديده اند، هنوز هم حرفي نمي زنند و سكوت كرده اند! نمي دانم اين مراجع دارند از سكوت تو «تقليد» مي كنند يا (زبانم لال!) تو داري از اينها تقليد مي كني؟ بالاخره ما اينهمه خمس و زكات و فديه به اين مراجع معظم تقليد داديم و اينهمه نماز و روزه و واجبات انجام داديم تا اين آقايان مراجع در چنين روزهايي زبان در دهان بچرخانند و از حقانيت دفاع كنند و اجازه ظلم ندهند.

 

خداي من! به دوستانم مي گويم اين نامه را به زبانهاي مختلف پيامبران ديگرت (انگليسي/عربي/عبري/فرانسوي و...) هم ترجمه كنند و بگذارند روي «فيس بوك» و «توييتر» تا به زبانهاي ديگر هم اين پيام را بشنوي. خداي عزيزم آيا فيلترشكن داري؟ اگر داري برو توي وبلاگ و فيس بوك و اين نامه را بخوان! و بعد به «داد» ما برس. اينها دارند با نام تو و امامانت، ملت را مي زنند و زندان و شكنجه مي كنند و جوانهاي ما را مي كشند و هركسي هم حرفي بزند مي گويند:«امور داخلي ماست و دخالت نكنيد»! قربانت بروم! شايد براي تو كه «خدا» هستي، امور داخلي و خارجي نكنند، تو «سركي» بكش ببين مي تواني يك كاري بكني؟ حالا اگر كمك هم نفرستادي نفرست! اقلا" يك ديده بان حقوق بشر بفرست ببيند اينجا چه خبر است؟ خدايا نكند تو هم باور كرده باشي اين مردم معترض «مُشتي خس و خاشاك اند»؟ نكند حرف اينها را باور كرده باشي. اينها «مردم ايران» هستند كه هميشه عاشق تو بوده اند و هستند. اين مردم را «گروگان» گرفته اند.به دادشان برس.به دادمان برس.

 

خداي من! اگر اين نامه فيلتر نشد و بدستت رسيد، كاري بكن و چيزي بگو تا بفهميم هستي و حداقل «نداي ما» به تو رسيده. بعد اگر خواستي مثل علما و مراجع تقليد و شخصيتهاي ديگر، در قبال اين جنايتها سكوت كني، بكن! نوكرتم هستيم!

 

بابک داد

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 12 تیر1388  |
Balatarin
 عمار یاسرهای ایران

متن سخنرانی دکتر محسن کدیور دانشگاه کلمبیا 31 خرداد 1388

وقایع اخیر ایران آنگونه سریع اتفاق می افتد که اگر به سرعت به اینترنت مراجعه نکنیم، بسیاری از اخبار از دست می رود. بیانیه امروز مهندس میرحسین موسوی (شماره 6) یکی از سرفصلهای ممتاز جنبش سبز مردم ایران است. در واقع این بیانیه پاسخ او به بیانات روز گذشته مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی ایران است. در تاریخ جمهوری اسلامی اولین بار است که چنین انتقادهایی رد و بدل می شود، و من این را یکی از برکات این جنبش سبز می دانم. جنبش سبز اگر هیچ کاری نکرده باشد، در راه پیشبرد گفتمان دموکراسی خواهی در ایران بسیار موفق بوده است؛ چه در سطح توده ها، چه در سطح نخبگان و بویژه در سطح مقامات عالی کشور. برخی نکات بنیادی را مهندس موسوی به درستی مطرح کرده و برخی را نیز من می خواهم به اختصار اشاره کنم، نکاتی که در خطبه های نماز جمعه مقام محترم رهبری بود و به نظرم باید مؤدبانه به آنها پاسخ داده شود. در این مجال به تشریح سه نکته کلیدی می پردازم.

مباحث :

نکته اول: تمسک قانون گریزان به شعار قانون گرائی

نکته دوم: اتهام خیانت در امانت ملی به مجریان و ناظران انتخابات

نکته سوم: به دنبال شناسائی قاتل عمار یاسرهای ایران

 بقیه سخنرانی در ادامه مطالب

پيامبر اكرم (ص):
آگاه باشيد كه بدترين امت من كساني هستند كه از ترس شرشان مورد تكريم و احترام قرار مي گيرند.


آيت الله طالقاني:
ديگر مجال ندهيد براي اينكه مفسد و مستبد به هر صورت و به هر لباس حاكميت پيدا كند، حاكميت در اسلام براي خداست. . .كار مستبد به جايي مي رسد كه مافوق اراده خود ، اراده اي نمي بيند. . . ديگر در مقابل مستبد نمي شود گفت كه قانون چنين و چنان مي گويد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 8 تیر1388  |
Balatarin
 گرده ي زخمي

قصّـــه ها تلخن                 غصّه ها سنگین

آدمــــــا خسته                  لحظه ها غمگین

گرده ها زخمی                 خنجـــــــرا خونی
خسته ام از این                 شهر طــــاعونی

     میوه های باغ و کلاغـا خوردن
     هر چه درخته بـــه تبر سپردن
     با سگ گلّه گرگا آشتی کردن
     تموم برّه های مـــــارو خوردن

حــالا پینه مونده و                 دوتا مشت وا شده
حاصل خسته گیام                 مـــال کد خدا شده

گلارو گول می زنن                 ابـــــرای کپک زده
برای یه قطـره آب                 دل غــنچه لک زده

 

خلیل جوادی

|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 24 خرداد1388  |
Balatarin
 
 
بالا