تبليغاتX
میلاد پاک مرگم، آرزوست! روح درد - باران می بارد...
!!! خدايا چه سخت است بي بهانه گريه کردن به ظاهر خنديدن و به دروغ فرياد زدن که زندگي شيرين است !!!
 باران می بارد...

این چشم هایی که امروز در حال دیدن باران از پشت پنجره توی شیشه دیدم احساس کردم مال خودم نیست ...!!!
حسی غریب و مبهم بود!!!
که لحظه ای آشفته ام کرد.
بی اختیار به یاد شعر سهراب افتادم :
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.


|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 12 اردیبهشت1388  |
Balatarin
 
 
بالا